منوی اصلی سايت
چرا رادیو ماندگار است؟!
این عنوان مربوط به مقدمه کتاب آقای دباغ درباره "تهیه کنندگی" رادیو است.دوستان و همکاران رادیو باجدیت تمام درپی تولید ادبیات نظری و کاربردی رادیو هستند، وجود دو گرایش فوق لیسانس در دانشکده تولید دانشگاه صدا و سیما و مجله تخصصی "رادیو" نیز مشوق و مقوم این کار اساسی می باشد. امیدوارم عرصه های بسیار و البته نا آشنای ظرفیت ها و کاستی های ماهوی رادیو نیز منظور این دوستان قرارگیرد. انشاءالله به زودی شاهد این کتاب ذر بازار نشر باشیم.
چرا رادیو ماندگار است؟!
رادیو رسانه ای غریب و هنوز ناشناخته است. شاید دلیل عمده اش در این باشد که معرفت شناسی(Epistemology) آن علیرغم گذشت سال ها هنوز در ابتدای راه است، بساطت و سهولت ظاهر آن نیز می تواند دلیل دیگری باشد. این بساطت را اگر در چارچوب نظریه مدالیته لورنز نیز مورد ارزیابی قرار دهید، از میان سه لایه(عینیObjective، شکل نمادینSymbolic Form و رویه Dispositive) مورد بحث آن مدل که هنوز الگوی خوب و مؤثری برای مقایسه رسانه هاست، لایه عینی که مشمول تمام امور فیزیکی و ابزار و تجهیزات است و یا دو لایه دیگر، چه لایه رویه که بیشتر مشمول نظامات تولید و استفاده از رسانه است و یا لایه نمادین که مشمول نحوه و عناصر نمادینی است که برای تولید پیام بکارگرفته می شود از جهت بساطت و سادگی با هیچ نوع  رسانه دیگر قابل مقایسه نیست.  شاید یکی از دلایل ماندگاری رادیو همین سادگی و سهولت تولید و استفاده از آن باشد. اما آیا رادیو از جنبه معرفت شناسی بسیط و ساده است، بنظر می رسد این چنین نباشد. یعنی می توان گفت ظاهر آن ساده ولی باطنی بسیار پیچیده و البته ظریف دارد. بطور مثال از مقایسه یک برنامه تلویزیونی با برنامه مشابه رادیویی چه برداشتی خواهید داشت؟ اکثراً کار تلویزیون را سخت و سنگین می دانند که قابل مقایسه با مشابه همان کار در رادیو نیست، که البته درست و بجاست. مقایسه مراحل تولید یک نمایش رادیویی با تولید تلویزیونی همان نمایش به سهولت این تفاوت را آشکار می کند، اما همز مان اگر دقت شود، در رادیو و تولیدات آن لایه های پنهان بسیاری وجود دارد که در هیچ نوع رسانه دیگری مشابه آن نمی توان یافت. سختی تولید تلویزیونی بکارگیری تصویر، صوت و نور  است، یعنی با ترکیب انواعی از این سه عنصر اصلی پیام آماده می شود. اما رادیو فقط از یک عنصر می تواند استفاده کند و پیام را تولید نماید. در تلویزیون وجود عناصر متعدد می تواند در تولید اثربخش پیام کمک زیادی نماید. در یک اثر نمایشی تلویزیونی، صحنه آرایی(دکوپاژ) می تواند بخش اعظمی از زمینه یا اصل پیام را فراهم کند. عناصر صوتی از جمله موسیقی ، یا عنصری مانند نور و نحوه بکارگیری آن مقوم و مؤثر در تولید پیام و انتقال حداکثری مفاهیم آن به مخاطبان است. اما رادیو چگونه باید فقط از یک عنصر بسیط(صوت) پیام خود را بطور همه جانبه تولید و آن را مو به مو به مخاطبانش منتقل نماید.در این جا تفاوت های ذاتی ارزش های منابع انسانی رادیو می تواند و باید مورد توجه قرارگیرد. همین تفاوت را نیز می توان بین سینما و تئاتر مشاهده کرد. لذا اگر از جهت دو معیار مهم درجه هنری و عمومیت استفاده این رسانه ها را بخواهیم مقایسه کنیم رتبه هنری به ترتیب شامل تئاتر، رادیو  سپس سینما و تلویزیون می شود و از جهت معیار دوم، ابتدا، تلویزیون و سینما و سپس به ترتیب رادیو و تئاتر قرار می گیرند(برای اطلاع بیشتر به کتاب رادیو چیست؟ مراجعه فرمایید). سینما و تلویزیون برای تولید پیام عناصر بی حدی را در اختبار دارند زیرا از ترکیبات گوناگون  عناصر اصلی بسیاری عناصر جدید فراهم می شود و لی در رادیو باید از تنها عنصر صوت و ترکیبات آن استفاده شود، این جاست که اهل تحقیق ناچار از لایه ظاهر باید عیور کند و به قعر کهکشان های ناشناخته و هزارتوی تولید اثربخش رادیو وارد شوند. عنصر دیگری که پیچیدگی تولید رادیو را دوصد چندان می کند نقش اساسی بینامتن(Inter Text) یا ذهنیت مخاطب است. آن چه که در ذهن و فکر مخاطب پیش از دریاقفت پیام رادیویی یا هر پیام دیگر وجود دارد نسبت به هر رسانه رفتار متفاوتی دارد. بینامتن های شنوندگان رادیو در زمان دریافت پیام بسیار فعال و تفسیرگرند و اساساً ممکن است تفسیری متفاوت و حتی متضاد با آن چه منظور تولیدکننده پیام است، ارائه نماید، درحالی که تصوبر؛ بخش اعظمی از بینامتن مخاطب را مدیریت و کنترل می کند و به آن جهت مناسب در جهت تفسیر دلخواه می دهد. بطور مثال تفسیر یک شنونده رادیو از این خبر چیست؟ "در یک حادثه دلخراش رانندگی تعدادی از مسافران کشته شدند!" تعداد کشته شدگان می تواند از دو نفر تا مثلاً بیشتر از چهل؛ پنجاه نفر را در اثر تصادف وحشتناک دو اتوبوس مسافری شامل شود، در صورتی که تصاویری که در صفحه تلویزیون از این حادثه دیده می شود موجب محدود شدن تفاسیر مخاطبان و گاهی غیر فعال شدن بینامتن آن ها می شود. دلیل عمده نقسیم بندی مک لوهان  از رسانه های سرد و گرم، همین است و بس. لذا برنامه سازان رادیو وقتی به تولید می پردازند روز به روز کهکشان های جدیدتری در روابط و فرایند تولید کشف می کنند که منحصر به خودشان است و البته قابل انتقال به دیگران نیز می باشد اما بکارگیری و استفاده از این کهکشان جدید در تولید، مستقیماً به ادراک فرد و توانایی اش در استفاده از لحظات ناب آن برمی گردد، که هم موجب اصلی تفاوت های تولید یک محتوا است و هم جذابیت بی حد و حصری برای تولیدکننده اثر دارد. لذا برنامه سازان رادیو هرچه در کشف و بهره برداری کهکشان های پنهان در هزار توی تولید موفق تر باشند و ابستگی و دلبستگی بیشتری به رادیو دارند زیرا آن کهکشان ها خلوتگاه حرفه ای آن هاست که دیگری را به سختی یارای ورود در آن است. راز دیگری برای ماندگاری رادیو وجود دارد که کمتر در این باره بحث شده حتی مراکز علمی و پژوهشی نیز تاکنون به دلایل گوناگون از آن غفلت کرده اند و آن: ویژگی های خاص شنوندگان رادیو و تفاوت بنیادی میان آنان و مخاطبان دیگر رسانه ها مخصوصاً تلویزیون است. در تمام بررسی ها و مخاطب شناسی های رادیویی که در کشورهای گوناگون صورت گرفته، "همانند یک دوست" بکی از اصلی ترین دلایل گوش کردن به رادیو می باشد. در حادثه طوفان کاترینا بیش از شصت درصد مردم برای کسب اطلاع از شرایط پیش آمده ابتدا به رادیویی که هر روز گوش می کنند مراجعه کرده بودند در حالی که ممکن است آن رادیوها بهیجوجه در طول فعالیت خود پخش اخبار در جدول برنامه نداشته باشند یا حتی فقط موسیقی پخش کنند، اما علت مراجعه، انتظار انسانی یک دوست از دوست دیگر است که در شدت و سختی باید یار و مددکار باشد و این توقع مخاطبان هر نوع رادیو از آن به عنوان یک دوست است. یه همین دلیل کنش مخاطبان یا شنوندگان رادیو با کنش مخاطبان یا بینندگان تلویزیون بسیار متفاوت است. شنوندگان رادیو همواره درجستجوی کانال دلخواه خود هستند ممکن است در آن  کانال یا شبکه نیز برنامه خاصی را تعقیب کنند. به همین علت اکثر شنوندگان رادیو با یک تا سه کانال رادیویی ارتباط خوب و عمیقی دارند. البته شنیدن هرکدام تابع اولویتی است که  مورد نظر شنونده است.، به همین علت اگر درباره اولویت شنیدن مورد سؤال قرار بگیرد به سرعت پاسخ خواهد داد. آزمایش این امر بسیار ساده است. شما از کسانی که در اطرافتان شنونده رادیو هستند بیرسید چند رادیو را می شنود و کدام را اول گوش می کند و چرا و چگونه دیگر رادیوها را می شنود. به همین نتیجه خواهید رسید. علت عمده همان نوع رابطه میان رادیو و مخاطب یعنی احساس دوستی و نزدیکی است. در بعضی اوقات که برای مخاطب حساسیت خاصی دارد غالباً به رادیویی که گزینه اولش است، مراجعه می کند مانند اذان صبح ماه مبارک رمضان. اما مخاطبان تلویزیون برخلاف شنوندگان رادیو درپی برنامه مطلوب خود هستند، لذا بسیاری از آن ها بعد از روشن کردن تلویزیون اکثر کانال های در دسترس را با سرعت مشاهده می کنند این کار گاهی بیشتر از یک یا دوبار نیز صورت می گیرد تا برنامه ای را انتخاب کند، البته اگر برنامه و ساعت خاصی را از قبل مد نظر قرار نداده باشد. بینندگان تلویزیون بین دوازده تا پانزده کانال یا شبکه تلویزیونی را به سهولت جستجو می کنند تا برنامه مطلوب خود را پیداکنند. اگر از زاویه مردم شناسانه به رفتار این دو گونه مخاطب نگاه کنیم، می توانیم شنوندگان رادیو را نسبت به کانالی که گوش می کنند بسیار وفادار بنامیم. عدم درک این تفاوت بسیاری از برنامه ریزان رسانه ها خصوصا، رادیو یا تلویزیون را سرگردان کرده است. برخی از شبکه های ماهواره ای فارسی زبان تلویزیونی، اقبال مخاطبان از یک برنامه را، اقبال همیشگی می پندارند در حالی که مخاطبان تلویزیون در میان انواع شبکه های در دسترس، خصوصاً دوازده یا پانزده کانال تلویزیونی که در اولویت قرار دارند، جابجا می شوند، و بر اساس برنامه مطلوب و مورد نظر خود کانال را انتخاب می کند. می توان گفت: مبنای انتخاب شبکه یا کانال رادیویی مبنای انتخاب شنوندگان است، یعنی همواره خود کانال یا شبکه مورد نظر است، اما مبنای انتخاب یک کانال یا شبکه تلویزیونی، برنامه مطلوب و مورد نظر مخاطب است. لذا در میان شنوندگان رادیو، اصالت با رادیو است و درمیان بینندگان تلویزیون اصالت با برنامه است.
وجه دیگر ماندگاری رادیو، تقدم و اصالت ذاتی صوت بر تصویر است. در بسیاری از آیات کریمه قرآن، همواره این تقدم مورد توجه قراردارد. الیته این امر به معنی آن نیست که تأثیر صوت بیشتر از تصویر است، باید اذعان نمود که تأثیر تصویر تلویزیون سیلابی و صدای رادیو جویباری است "برای اطلاع بیشتر به کتاب رادیو چیست مراجعه بفرمایید". اما مزیت رادیو از همین جاست که شنونده اش باید خود تفسیرگر آن چه شنیده است باشد در حالی که در دیدن تصویر این زحمت یا بهتر است گفته شود این مسئولیت از دوش مخاطب برداشته شده و بعهده تصویر گذاشته می شود. شاید دلیل تقدم صوت بر تصویر در کلام الهی ناشی از وجود این مسئولیت باشد. 
رادیو به دلیل همین توانایی های ذاتی در سپهر رسانه ای همواره باقی است، در حالی که ممکن است اشکال استفاده از آن  فرق کند مانند پدیده پادکست، که رادیو در بستر و پلاتفرمی متفاوت شنیده می شود.
درک این ویژگی های ذاتی که نوعی نگاه معرفت شناسانه به هستی رادیو است، می تواند برنامه سازان خصوصاً تهیه کنندگان رادیو را به کهکشان های تازه و متفاوتی در افق تولید وارد کند تا هم  لذت حرفه ای خود را به حداکثر برسانند و هم مخاطبان و شنوندگان رادیو را نیز با لذت ودرک دیگری از آن چه می شنوند مواجه سازند.

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان