سه شنبه، 20 بهمن 1388 / Tuesday, February 09, 2010    
 

 
طرح پيشنهادي الگوي هنجاري رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران
مقبول مشروع، تئوري هنجاري رسانه اي ما

 

دومين همایش دين ورسانه در تاريخ 4و 5 آبان امسال در قم و تهران برگزار شد. اين همايش در سال گذشته در همين زمان قرار بود برگزار شود كه دبيري آن بعهده دكتر حسيني رئيس دانشكده صدا و سيما و مدير سابق راديو ايران بود. اما به علت عمل قلب ايشان، ناچاراً برگزاري دچار تعويق شد، تا آقاي دكتر صادقي رئيس مركز پژوهش هاي اسلامي صدا وسيما آستين همت را بالا زد.  در روز دوم و آخرين جلسه نوبت ارائه مقاله اينجانب بود. موضوع مقاله كه قرار بود در سال گذشته ارائه شود، طرح چارچوب كلي تئوري هنجاري رسانه ها براي جمهوري اسلامي بود. آن چه در زير مي خوانيد فشرده اي از آن چه ارائه مطالب در همايش است، با اين اميد كه موجب بحث و بررسي اساتيد محترم و دانشجويان گرامي و علاقمندان قرار گيرد و اصلاح، تكميل و يا بازآفريني شود. 
بی¬شک، يکی از دغدغه¬های اصلی تمامی سازمان های رسانه¬ای و دانشگاهيان حوزه مطالعات رسانه، تدوين تئوری هنجاری برای ترسيمِ نقشه راهبری رسانه در سپهر رسانه¬ای می¬باشد. تا مدتها پيش، سيطره ادبيات تجدّدی و غرب محور از سويی و فقدان ادبيات رقيبِ قابل اعتنا از سوی ديگر، موجب می¬شد که نظريات هنجاری ارائه شده، برای تمامی رسانه¬های جهان تقريباٌ واحد بوده و هدف واحدی را دنبال کنند. چنين فراروايتی، تفاوتهای آشکار فرهنگی و اجتماعی موجود در جوامع گوناگون را که می¬توانست زمينه ساز و مبنای تدوين نظريه هنجاری خاص آن جوامع باشند؛ ناديده می¬انگاشت. اما امروزه در پرتو وقع و ارزش نهادن به تفاوتها و روايتهای محلی، کمابيش اين فرصت برای جوامع و رسانه¬های بومی فراهم شده است تا نظريه هنجاری خاص خود را بر اساس نوع جهان¬بینی، شاخصه¬های فرهنگی و اجتماعی بومی خود، تدارک ببينند.
تئوري هنجاري امري كشفي است و قاعده رفتار را نشان مي دهد. در صورت دستيابي به آن در شما قدرت پيش بيني و تحليل بوجود مي آورد و بر آن اساس شما فادر خواهيد بود روابط و رفتار كنشي يا واكنشي خود يا ديگران را بر آن اساس ساماني خودخواسته بدهيد. براي دستيابي به آن دو راه وجود دارد:
1- مباني و اصول حاكم بر رفتار استخراج شود. سپس قاعده رفتار بر طبق آن ها تفسير شود.
2- رفتار ها مورد شناسايي قرار گيرد. سپس قاعده مندي آن تبيين گردد. آن گاه اصول و مباني از دل آن استخراج شود.
در اين جا بيشتر از روش دوم استفاده شده است. برحسب تجربه عملي در فعاليت هاي رسانه، بايدها و نبايدها استخراج شده و بر آن اساس اصول و مباني حاكم بر آن ها مشخص شده است.
              

بايدهاي هنجار رسانه اي

      1. رسانه ها بايد در چارچوب شريعت اسلامي عمل كنند(مسئوليت در برابر دين).
                     2. تعالي مخاطب بايد مورد نظر باشد(مسئوليت در برابر مردم)
                    3. حفظ و تحكيم نظام جمهوري اسلامي بايد مورد نظر باشد(مسئوليت در برابر نظام)
4. رضايت آحاد مخاطبان بايد جلب شود
5. رسانه¬ها در توليد و ارائه پيام، بايد عرف متدينين و متشرعين جامعه را لحاظ و مراعات كنند. (تأثير پذيري رسانه¬ها از هنجارهايِ ساري و جاري در جامعه)
6. پذيرش اصل مداخله نظام در حراست از اهداف اصلي و منافع ملي
7  رسانه ها بايد در توليد و ارائه پيام، عرف مقبول و حسنه ملي جامعه را مراعات كنند.
8.  رسانه، موظف به هنجارسازي، و بازسازي هنجارهاي مورد احترام جامعه است
9.  رسانه، بايد در جهت حفظ هويت فرهنگي جامعه(اسلامي- ايراني) به خدمت گرفته شود.
10 . نفي وابستگي و سلطه خارجي بايد از رويكردهاي اصلي و عمده توليد و پخش پيام باشد(استفاده از قاعده نفي سبيل، ولن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا، سوره نساء 141)
11. مبارزه با خرافات و سوء برداشت از دين، بايد از رويكردهاي اصلي رسانه باشد.
12. دست اندركاران توليد و پخش پيام، بايد قبل از ارائه آن، نظارت و ارزیابی لازم را در خصوص محتواي پيام و انطباق آن با شرع و عرف، داشته باشند.

• نبايدهاي هنجار رسانه اي
1. طبق اين الگو، محتوا و نحوه ارائه پيام نبايدموجب تضعيف يا خدشه به باور ديني مردم شود.
2. نبايد عرف مقبول جامعه، از طرف رسانه¬ها مورد تهاجم قرار گيرد.
3. پاسخگويي رسانه در برابر نظام، نبايد منجر به همه تأييدي بي¬چون و چرا ي قواي سه گانه يا ديگر نهادها شود،
4. نقد  عملكرد دستگاه ها و نهادها نبايد به تضعيف و ناكارآمدي آن ها، بيانجامد.
5. نبايد فعالت هاي رسانه اي موجب تحريك شهوات بشود

اصول سه گانه هنجار رسانه اي
اصول سه گانه برآمده از بايدها و نبايدهاي فوق و يا اصول حاكم بر اين بايدها و نبايدها عبارتند:
1- اصل مشروعيت: اين اصل حاكم بر محتوا و هرگونه متن رسانه اي است.
 سؤال مهم اين است كه در اين اصل\ شريعت مطابق متن دين مورد نظر است يا آن چه شريعتمداران در نظر دارند و كدام گروه از آن ها؟
2- اصل مقبوليت: چون نظام اسلامي درچارچوب جمهوري عرضه شده است لذا مقبوليت اصلي حاكم بر فعاليت ها است.
3- دوست محوري: در ادبيات ارتباطات،  مخاطب شناسي در اشكال گوناگون وجود دارد. در فارسي واژه Audience به مخاطب ترجمه شده است. در اين گونه شناسي  سه نوع Audience وجود دارد كه هريك داراي مشخصات متفاوتي است.
الف: مخاطب، در اين نوع Audience طرف خطاب قرار دارد و ارتباط يكسويه و از بالا به پايين است.
ب: مشتري، تعامل دوسويه از اساس بازاريابي تجاري است.
ج: دوست، تعامل دوسويه از جنس بازاريابي اجتماعي است.
بر اساس اين سه اصل نام اين هنجار را مي توان  مقبول مشروع ناميد.
پرسش هاي بسياري درباره مباني و اصول يا بايدها ونبايدها و حتي نامگذاري به دليل فشردگي بيش از حد بحث ارائه شده وجود دارد. آن ها را به عهده علاقمندان مي گزارم تا با ارائه آن برغناي اين بحث كه بنظر اينجانب بسيار اساسي است، بيافزايند انشاءالله در ارائه مقاله يا كتابي به همين عنوان كه اگر توفيق حاصل شود با همكاري برادر عزيزم آقاي ظهير احمدي دانشجوي دكتراي ارتباطات دانشگاه امام صادق كه تا اين جا بسيار كمك كرده است، از همه اين نظرات استفاده خواهد شد.   بعون الله

 




درج يادداشت و نظرات

نام:
  ايميل:
توضيحات:
    نظرات ارسال شده:
  • س.د:
    اين مقبول بودن محتواهاي رسانه را چه كساني تعيين مي كنند؟ اگر خود متشرعين، پس كجاش، مقبوليت به معني عامه مردم هم هست؟
  • حجت اله عباسي:
    مقاله ارزشمندي بود.بجاي محور سوم در اصول سه گانه بهتر است از هنجارهاي عرفي نيز نام برد. تحليل "ضرغامي و معضل برون رفت از وضعيت دشوار كنوني "در وبلاگ رسانه abbasi270.blogfa.ir
  • م.صالحي:
    با سلام بر خلاف ادعايتان در نوشته هاي بالا كه مخطب را به مثابه دوست در نظر گرفته ايد ولي در عمل خداييش چقدر به مخاطبان و نظرات آنها احترام قائليد و اصلاً اهميتي برايتان دارد؟؟؟نوع نگاهتان به مخاطب، نگاه به مخاطبي است كه بايد هدايت شود نه مخاطبي كه به صدها رسانه و منبع خبري و سرگرمي دسترسي دارد و به راحتي پيام هاي مكرر توصيه و نصيحتي و فرمايش از بالا را رد مي كند. و آخر كلام و جان كلام اينكه نوع تصور و برداشت شما مديران رسانه از مخاطب و مردم اشتباه است. به خود بياييد و فرصت سوزي نكنيد.
  • سيد حميد طاهري:
    باسلام واحترام محضر استاد ارجمند جناب اقاي دكتر خجسته. مقاله شمارا درمورد هنجاررسانه اي چندين بارمطالعه كردم بسيارتقسيم بندي خوبي در اين رابطه انجام داده بوديد.باتوجه به مطالب فوق مواردي را برام جاي سوال داشت: 1-تعريف مشخصي از هنجار در اين مقاله نيافتم اينكه تئوري هنجاري امري كشفي است وقاعده رفتار را نشان ميدهد.ايا منظور شما در اين مقاله رفتار رسانه ايست؟ 2-بافرض رفتار رسانه اي شاخص هاي اصلي اين رفتار در اين مقاله بر اساس بايد ها ونبايد ها مشخص شده است. چنين تقسيم بندي تداعي يك رسانه ديني را بيشتر در ذهن به وجود مياورد تا هنجار رسانه اي. 3- بيشتر بايد ها ونبايد ها در واقع همان سياست هاي اصلي رسانه ملي است.در حالي كه هنجاررسانه اي هر چند تابع اصول و قواعد كلي است اما سبب ريشه گرفتن آن از مجموعه ارزش هاي بطن جامعه مي تواند از جامعه اي به جامعه و فرهنگ ديگر متفاوت و متغيير باشد. لذا تدوين اصول كلي هنجار رسانه اي به سادگي تدوين قواعد كلي حقوق رسانه ها نيست و در هر فرهنگ و جامعه اي رسانه به عنوان ميانجي media( ) ميان هنجارها و ارزش هاي اجتماعي و طيف وسيعي از مخاطبان عمل مي كند و بايد حافظ مفاهيمي باشد كه مخاطب توقع رعايت آنها را از رسانه دارد و اين انتظار به هنجارها و ارزش هاي حاكم بر جامعه مربوط مي شودتعاريف خاص خود را دارد. با تشكر
  • امیرمختاری:
    بنام خدا باسلام واحترام یکی از نیازهای اساسی بشر امروزی ، داشتن رسانه ای است که اورا دوست خود بپندارد.اکثر این رسانه ها در جهت تامین منافع خود با توجه به نوع مالکیت آنها می باشد . کمتر رسانه ای را می توان پیدا کرد که صرف و صلاح مخاطب Audience را بخواهد همه به فکر این می باشند که سود بیشتری جلب کنند ، اهداف و پیامهای خود را با انواع روشها ی تبلیغاتی وپرو پاگاندایی به خرد گیرنده پیام بدهند. رسانه ای که در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند حتما" باید به اصول مشروعیت ، مقبولیت ودوست محوری توجه نماید. اما نقطه اتصال این سه کجاست؟ چرا بعضی از رسانه ها هر کدام از این سه اصل را سر لوحه کار خود قرار میدهند ؟ و تکلیف رسانه ملی چیست ؟ مردم از رسانه ملی چه انتظاراتی دارند ؟ آیا رسانه ملی ، رسانه ملی است یا دولتی یا حکومتی ؟ خطوط قرمزها در مشروعیت و مقبولیت را چگونه باید ترسیم کرد ؟ اینها سوالاتی است که در این خصوص در ذهن شکل می گیرد. توقعی که از رسانه ملی در بین مردم می رود آن است که این رسانه بتواند نیازهای مشروع آنان را بر طرف کند پس یک رسانه ملی باید: بایدها : 1-نیازهای مشروع مخاطب (دوست) خود را برطرف کند 2-نقش رابط خوب را بین (حکومت-دولت) و مردم ایفا نماید 3- اعتماد سازی وامنیت جانی و روانی را در جامعه رواج دهد . 4- واقعیت ها را به مردم بگوید . 5- اخبار را سریع وواقعی به مردم بگوید . 6- رسانه مخاطب خود را عوام تصور نکند. همه انسانها دارای قوه شعور می باشند . اگر رسانه ای به مخاطب خود احترام نگذارد و حقایق را نگوید انسان جستجو گر و کنجکاو وآن هم در عمر دیجیتال و ماهواره و کامپیوتر اطلاعات خود را بدست می آورد.، پس بهتر است که حقایق را از زبان رسانه خودمان به مردم (مخاطب ) خودمان برسانیم که سمت و سو و سویافتگی کمتری دارد اگراین گونه عمل نشود مخاطب جذب رسانه های دیگر شده و خبرهای با سوء یافتگی آن رسانه را دریافت خواهد کرد . نباید ها : 1- رسانه نباید جایگاه افراد خاص ومخصوص باشد 2- رسانه نباید یک طرفه قضاوت کند- رسانه نباید اخلاق پذیرفته شده در دین مقدس اسلام را رعایت نکند . چه فرقی می کند غیبت کردن، تهمت زدن، با واسطه یا بدون واسطه ، توسط فرد یا رسانه ؟ 3- رسانه نباید برنامه های خود را بر تمامی افراد جامعه یکسان در نظر بگیرد . ورعایت حق مصرف کننده را باید در نظر بگیرد . ومن ال...توفیق امیر مختاری 24/8/88
  • طالبی:
    با سلام و عرض احترام،به نظرم دراینکه رسانه ما دراصل یک رسانه دینی است تردیدی نیست اصلا اگر اینطورنبود در قانون اساسی رسانه خصوصی منع نمیشد.فرق رسانه ما با سایر رسانه های دنیا ،همانند فرق نظام سیاسی کشور ما با سایر کشورهاست و تا این مسئله را نپذیریم که سیاست ما طبق قانون اساسی عین دیانت ماست،مسئله رسانه هم حل نمیشود.البته اگر بگوییم به این حالت ایده ال نرسیده ایم مشخص است که دراداره جامعه به تحقق کامل قانون اساسی نرسیده ایم ولی آنچه مسلم است هنجارهای رسانه ما قبل از هر چیز چارچوب دینی رسانه ملی را مشخص میکنند. در سال 1959 سه دانشمند شهیر ارتباطات در کتاب "چهار نظریه در مطبوعات" برای سیستم های مطبوعاتی جهان دسته بندی قائل شدند. در این کتاب، "سیبرت" (Sibert) ، "شرام" (Schramm) و "پترسون" (Peterson) از چهار دسته عمده نام بردند؛ که به نظریات هنجاری در رسانه ها مشهور شدند. این چهار نظریه عبارتند از: 1. نظریه اقتدارگرا و خودکامه 2. نظریه لیبرالی یا آزادی گرا 3. نظریه مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها 4. نظریه رسانه‌های شوروی مطرح کردن هنجاررسانه ای برای نظام جمهوری اسلامی از این لحاظ که واقعا نظام رسانه ای ما بی مشابه است مفید ولازم است.اما چگونگی مطرح کردن آن مهم است. آنچه برای من جای سوال دارد مفهوم "مقبول مشروع" است.کسانیکه در زمینه فقه آگاهترند در موارد قابل توجهی اعلام داشته اند که فقه ما به سبب مقتضیات زمانه در زمانه قبل از انقلاب بیشتر محدود به فقه فردی بوده است و بعد از انقلاب هم علیرغم تلاشهای زیاد هنوز مسائل زیادی مانده که به میزان کافی به آن پرداخته نشده است.آنچه که بدان پرداخته شده است هم دارای سطح وسیعی از نظرات است. اگر در گام اول از مقبول شروع کنیم و سپس در شرع به جستجوی باید و نباید بپردازیم،احتمال زیاد دچار این مشکل میشویم که همیشه باید روی خط تقلیداز ماهواره ها حرکت کنیم و آنچه دراین مسابقه با ماهواره ها عموما ذبح میشود محتوای متعالی و فرهنگ اسلامی است. آیا به تفاوت شادی حاصل از برنامه های کودکانه در زمانه ما، مثل مدرسه موشها،کلاه قرمزی ،خونه مادربزرگه ،علی کوچولو با شادی حاصل از برنامه های فیتیله و عموپورنگ توجه کرده اید؟رسانه مسلما تغییر سبک میدهد ولی آیا این تغییرات همیشه در جهت تعالی بوده و رسانه ما به اهداف انقلاب اسلامی و هنر متعهد اصیل انسانی نزدیک شده است؟ مقبول مشروع اگر هنجاررسانه ای ما شود به نظر می آید خیلی از نبایدها و بایدها در مرز مشکوکات با هم تداخل می یابند به دلیل اینکه بسیاری از مسائل جدید در فقه در حال بررسی هستند،رواج آنها دین حداقلی به ارمغان می آورد.نمیگویم دین حداکثری را به مردم تحمیل کنیم ولی تعریف هنجاررسانه ای که دین حداقلی را به ارمغان می آورد به صلاح نیست...
  • محمد رضا حسنی فخر:
    استاد گرامی؛ جناب آقای دکتر خجسته با سلام با توجه به نظر جنابعالی مبنی برنگاه دوستانه رسانه به مخاطب و دوست محور بودن آن، وظیفه اولیه رسانه اینست که دوستی خود را برای مخاطب محرز کند تا او پذیرای ما باشد، درخصوص بایدها و نبایدها مسلماً موارد مطرح شده از اصلی ترین مواردی است که براساس بافت فرهنگی و اعتقادی ما به ذهن متبادر می شود. اما اصلی ترین وجه قضیه تعیین شاخصها و چگونگی عملیاتی کردن این موضوعات و محورها است که می بایست برآن تمرکز شود، ابزاری شدن هر موضوعی قطعاً آفتی بر هر رسانه خواهد بود و بسیاری از پیامها چه در عرصه دین و اخلاق و چه در عرصه عرف اجتماعی و فرهنگی می بایست به صورت زیر پوستی و در لایه های محتوای برنامه ها رسانه ای قرار گیرد بدیهی است دیدگاه مقبول – مشروع با توجه به چند گونگی فرهنگ ما بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و طیف گسترده تری را شامل می شود در نتیجه باید ازقالب تئوری خارج و مصادیق مطروحه را عملیاتی و اجرائی ساخت."با احترام ، محمد حسنی فخر"
  • قاسمپور:
    ارزش ها و باور های وجودی یک جامعه وقتی عملیاتی شوند نام هنجار را به خود می گیرند، در رسانه پیام با پوشش هنجار به مخاطب ارسال می گردد، از آنجا که هنجارهای حاکم بر رسانه نباید منافاتی با هنجارهای جامعه داشته باشند شایسته است این تناسب همواره بین رسانه و جامعه برقرار باشد و این امر میسر نمیشود مگر با وجود نیروهای کارآمد و متخصص در رسانه، یکی از بایدهای رسانه میتواند تربیت و جذب نیروی انسانی متخصص باشدتا علاوه بر ایفای مسئولیت در برابر دین، مردم و نظام در برابر ماهیت خود نیز مسئول باشد، رسانه ای که اصول اساسی رسانه بودن خود را از دست بدهد با تمام ویژگی های خوب اخلاقی فقط کلاسی است که تمام دانش آموزان خود را ندارد و آن چند نفری هم که در کلاس مانده اند آنقدر درس خوان هستند که خیلی هم نیازی به کلاس ندارند، حرفه ای بودن عوامل اجرایی و اتخاذ تصمیمات شجاعانه و بهنگام، نه تنها مقبولیت را افزایش میدهد و مشروعیت را ارج مینهد بلکه همگام با هنجار های مقبول و مشروع جامعه نیز پیش می رود.
  • فردين:
    استاد گرامي جناب دكتر خجسته با سلام و تشكر از توجه حضرتعالي به ارائه و پيشنهاد الگوي هنجاري رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران ، بنظرم جزو اولين كسانيباشيد مه به اين مهم توجه فرموديد. ضمن آرزوي موفقيت براي شما چند پيشنهاد خدمتتان ارائه مي گردد . قبل از هر چيز بايستي به ضرورت ها و كاركر دهاي مهم رسانه ها اشاره كرد : 1. آموزش: رسانه‌ها فراهم آورندﺓ دانش و شكل دهندﺓ ارزشهايند 2. اطلاعات : آگاه كردن انسان از اطلاعاتي كه بر حيات افراد جامعه تاثير بنيادي دارد. 3. مشاركت اجتماعي: تقويت هنجارها و ارزشهاي انساني از طريق رسانه‌ها تا پيام گيران, آن‌ها را درك و اختيار كنند. اجتماعي شدن از طريق اختيار كردن ارزشهاي مشترك, يكي از ويژه كارهاي رسانه‌هاست. 4. ابقا و نوآوري: ابقاي سنن و فرهنگ‌ها از طريق يادآوري دستاوردها و ارزشهاي گذشته و تقويت هويت ملي و اعتقاد جمعي و از سويي ارائه انديشه‌ها و ارزشهاي نوين براي رشد جامعه. 5. فرهنگ: رسانه خود نوعي تجلي فرهنگ است و صور فرهنگي ديگر را اشاعه مي‌دهند. مانند تحكيم فرهنگهاي سنتي و گشودن اذهان براي صدور سبكهاي نو. 6. حكومت: فراهم اوردن مسيرهايي براي جريان مداوم اطلاعات, عقايد و ... ازحكومت به مردم و بالعكس. - مديريت: نياز به جريان مستمر اطلاعات, مستلزم اعمال مديريتي قوي بر اين جريان است. - امور اقتصادي: توزيع اطلاعات, مسائل اقتصادي و مالي را به دنبال دارد. بايد ها و نبايد ها ارائه شده توسط حضرتعالي مهم و ضروري هستند. اما بنظرم جاي چند بايد و نبايد ديگر خالي است كه به شرخ ذيل ارائه مي گردد. بایدهاي پيشنهادي : 1. رسانه ها ، بايد توان بحران زدايي و مقابله با بحران هاي سياسي ، اجتماعي وبلاياي طبيعي را داشته باشند. 2. رسانه ها ، بايد درحراست از اعتبار، مالکیت و حریم خصوصی افراد بكوشند 3. رسانه ها ، بايد توان خودگردانی را داشته ، و روز بروز به بسط و گسترش محيط رسانه اي خود بكوشند. 4. رسانه ها ، مانند همه ارگان ها در برابر قانون مسئول هستند . 5. رسانه ها ، بايد شرايط استقلال حرفه‌ای در سازمان‌های رسانه‌‌ای (با نیروهای متخصص ) را فراهم بياورند. 6. رسانه ها ، بايد براي ايجاد همبستگي ملي و دوري از ايجاد تفرقه تلاش كنند. 7. رسانه ها ، به لحاظ رسالت مهم ارشادي و تربيتي خود بايستي آماده حمايت از شخصيت ها و افراد حقيقي و حقوقي در شرايط خاص را داشته باشد. 8. رسانه ها ، بايد در قالب امر به معروف و نهي از منكر ، از شكستن حريم ها و حرمت ها جلوگيري كنند. 9. رسانه ها ، بايد به ترويج علم و دانش و بالا بردن سطه علمي و فرهنگي ، ملت خود بكوشند. 10. رسانه ها ، بايد براي برداشتن مرزها ي بين المللي تلاش كنند و براي تبديل جهان به دهكده جهاني بكوشند . 11. رسانه ها ، بايد براي صلح جهاني بكوشند. نبايد هاي پيشنهادي : 1. رسانه ها ، نبايد به لحاظ موقعيت ، قدرت و جايگاه وي‍‍ژه اي كه دارند به حقوق دیگران تجاوز كنند. ودر بعضي موارد حتي از مالكيت شخص يا اشخاصي در بدست آوردن حقوق خود جلوگيري كنند. 2. رسانه ها ، نبايد به هر نوع حزب و دسته سیاسی یا رسمی حکومتی و غير خكومتي حمله كنند وموقعيت آن ها را در جامعه تضعيف نمايد. 3. رسانه ها ، نبايد به هر دليلي به انتشار عقاید و باورها ي شهروندان ، احزاب ، و گروهاي ديني ( به رسميت شناخته شده ) با برچسب درست و نادرست اقدام نمايند . مثل گسترش تحريف مفاهيم ديني و تفسير نادرست از دين ( مثلا استبدادي نشان دادن دين) يا بي حرمتي به اديان ديگر. 4. رسانه ها ، نبايد ، به تحريك اقوام . ملل مختلف شناخته شده دنيا بر عليه يكديگر بپردازند، و موحبات جنگ و خونريزي را فراهم كنند. با سپاس - فردين موفق باشيد
  • افسانه قیصرخواه:
    با نگاهی گذرا به نظرات هنجاری رسانه ها نکات برجسته هر بخش جهت یادآوری قابل بررسی است: _ در نظر به اقتدارگرا چه رسانه به صورت علنی دردست دولت باشد و یا به ظاهرخصوصی باشد به هر حال تحت سیطره حکومت توتالیتر است و بیشتر در کشورهایی با فضای گفتمان سنتی مشاهده می شود. _ در نظریه لیبرال یا ازادی گرا تمایل به سمت خصوصی شدن صنعت رسانه ای است.مطبوعات جدایی ناپذیر جامعه ازاد هستند و هدف ترکیب حقیقت،رفاه و ازادی به صورت توام است. جان استوارت میل در یک نگاه ایده الیستی می گوید: "اگر همه ی افراد بشر به جز یک نفر هم عقیده باشند،همه این افراد در مقایسه با ان یک نفر حق بیشتری برای سرکوب کردن دیگران نخواهند داشت،اگر عقیده درست باشد،انها فرصت اصلاح خطای فرد را از دست خواهند داد و اگر عقیده جمع اشتباه باشد انها برداشتی معمولی تر از نوعی حقیقت را که در اثر برخورد با خطا بوجود می اید،از دست خواهند داد." _ نظریه مسئولیت اجتماعی شکل منطقی شده نظریه ازادی گراست وعقیده دارد هر کس که حرف مهمی برای گفتن دارد باید تریبون ازادی در اختیار داشته باشد و اگر رسانه ها این فرصت را در اختیار قرار ندهند،باید قانون انها را ملزم کند. _ نظریه شوروی،همان نظریه اقتدارگرا در بستر ایدئولوژی کمونیستی در کشورهای سوسیالیستی است. _ تئوری رسانه های توسعه بخش مدعی مقابله با وابستگی وسلطه خارجی و مقابله با استبداد داخلی است تلاش برای استفاده مثبت از رسانه ها برای توسعه ملی و ایجاد مشارکت دموکراتیک عمومی است.در این تئوری بر حق برقراری ارتباط (بند9 بیانیه حقوق بشر)تاکید شده است که در ان امده است:هر کس حق ازادی عقیده و بیان دارد.هر فردی بدون تفتیش باید بتواند به دریافت و انتشار اطلاعات به وسیله هر نوع رسانه و بی توجه به مرزها دست بزند. _ تئوری مشارکت دموکراتیک رسانه ها به عنوان عکس العمل در برابر تجاری و انحصاری شدن رسانه های قدرتمند خصوصی در تئوری ازادی رسانه ها و تمرکز زدایی بوروکراتیک رسانه ها در تئوری مسئولیت اجتماعی است.سرخوردگی در مورد رسانه های دولتی که می توانست در پیشرفت های اجتماعی موثر باشد از عوامل دیگر شکل گیری این تئوری است شکل گیری این تئوری در توسعه رسانه های کوچک،زیرزمینی،تلویزیون های کابلی و نشریات مخفی است. با توجه به تئوریهای هنجارهای رسانه ای و نظام سیاسی اجتماعی ایدئولوژیک حاکم بر کشور ایران در نظام حاکم جایگاه انسان از سه بعد تولید کننده،مصرف کننده و محصول عملکرد رسانه ها قابل بررسی است: _ انسان در مقام تولید کننده و پیام افرین رسانه،ضمن نگاه مادی به رسانه،کار در رسانه را نوعی انجام وظیفه و تکلیف میداند در واقع پیام افرین رسانه یک مربی است نه صرفا یک شاغل. _ در چنین دیدگاهی گاهی کارکرد اگاهی رسانی بر کارکردهای سرگرمی و تفریحی رسانه اولویت دارد. _ در این دیدگاه مخاطب ایده ال تربیت شده رسانه انسانی مسئول است در واقع رسانه می کوشد تا قدرت تشخیص مخاطب خود را در جهت تشخیص حق از باطل افزایش دهد. _ با توجه به حاکمیت دین و دیدگاه الهی موجود،اهمیت محوری دین و آموزه های دینی در مسائل فرهنگی و سیاسی درون جامعه متدین انکار ناپذیر است.در واقع در چنین نگاهی دین همان فرهنگ حاکم است افراد نسبت به هم مسئولیت دارند و از طرف دیگر مردم نسبت به اعمال حکومت حساسند و حکومت نیز مدام مورد نظارت مردم قرار می گیرد. با توجه به توضیحات داده شده به نظر می رسد هنجار رسانه ای مربوط به رسانه حمهوری اسلامی ایران در مورد سه بخش دین،نظام دینی حاکم،و مردم مسئولیت ویژه و مهمی را به عهده دارد. بنابراین: - رسانه ها باید در چهار چوب شریعت اسلامی عمل کنند . - حفظ نظام باید مورد نظر رسانه باشد - تعالی مخاطب باید مورد نظر رسانه باشد نکته مهم این است که باتوجه به حاکمیت نگاه و دینی توجه به چهارچوب شریعت اسلامی الزامی است و الزام این موضوع این نکته است که رسانه باید در تولید و ارائه پیام عرف متدینین و متشرعین را در نظر بگیرد و با توجه اصل حفظ نظام ، مداخله نظام در حراست از اهداف اصلی ومهم است . به موارد فوق می تواند مسئولیت در برابر قانون ، را هم اضافه کرد . بنا بر این به نظر می رسد چهارباید مهم وجود دارد : باید در برابر دین ، در برابر نظام ، در برابر مردم و در برابر قانون که به این چهار مورد اصلی می توان نفی وابستگی و سلطه خارجی و نظارت و ارزیابی قبل از پیام را هم اضافه کرد. با توجه به توضیحات داده شده نباید ها را می توان اینطور توضیح داد ، - محتوا و فرم ارائه پیام نباید موجب تضعیف یا خدشه به باور دینی مردم شود . - پاسخگویی رسانه در برابر نظام نباید به تائید قوای سه گانه یا نهاد های مربوطه منجر شود. - نباید توجه به مخاطب با نیاز های او باعث سبکسری رسانه ای شود - نباید محتوا و فرم برنامه های رسانه ای موجب بی احترامی به قانون شوند. نام این هنجار رسانه ای را می توان" هنجار اسلام محور" یا هنجار "مشروع مقبول " قرار داد ( با توجه به تقدم مشوعیت بر مقبولیت ) افسانه قیصر خواه
  • حسن گودرزی:
    جنا ب استاد از بذل توجه حضرتعالی به مبحث مهم بایدها و نبایدهای رسانه ملی و توجه به مخاطب که بحثی فرهنگی و ارزشی است کمال تشکر را دارم،هرچند که نمی توان کشور، حکومت و نوع بینش و فرهنگ مردم این سرزمین را جدای از جامعه جهانی دانست ، لیکن بر کسی پوشیده نیست که حوادث، تحولات، منش و فرهنگ ایرانی- اسلامی این سرزمین نمونه ای استثنایی و منحصر به فرد است. زمانی که دانشمندان علوم ارتباطات نظریات چهارگانه هنجاری ارتباطات را تدوین نمودند، هرکدام از این نظریه ها را برمبنای نوعی از حکومت سیاسی و اجتماعی کشورهای بزرگ دنیا پایه گذاری نمودند و حال اگر خوب بنگریم اقتضائات حکومت سیاسی کشور ما و هم رسانه ملی کشور ما در چارچوب نظریه های چهارگانه نمی گنجد. اکنون وظیفه آن است که با توجه به تذکر فوق ، چارچوبی برای رسانه ملی و نحوه تعامل با مخاطب تدوین گردد که هم بومی و هم باعث جذب حداکثری مخاطبان و مردم گردد، این چارچوب باید هم مبادی ارزشهای اسلامی بودن و ایرانی بودن مردم این سرزمین را در نظر بگیردو به طور خلاصه می تواند مصداق بارز خیر الامور اوسطها باشد ، و در کنار آن بتواند مبلغ ارزشها و شعائر باشد و در کنار همه اینها خویش را نیز آبدیت کند. با ید باور کرد که با وجود مخاطبان گوناگون ، با سلیقه های گاهاً حتی غیر معقول و خلاف عرف، به گونه ای رفتار نمودن که باعث رضایت همگی گردد، کاری بس سخت و دشوار است.