منوی اصلی سايت
خلاصه مقاله
راهبرد تغيير مآموريت شبكه هاي تلويزيوني
خلاصه مقاله "راهبرد تغيير مآموريت شبكه هاي تلويزيوني" درباره يك مسئله راهبردي سازماني است كه جهت اطلاع همكاران و علاقمندان درج مي شود. اين مقاله، با تحليل محيط بيروني شبكه هاي تلويزيوني در چارچوب سازمان صدا و سيم


خلاصه مقاله "راهبرد تغيير مآموريت شبكه هاي تلويزيوني" درباره يك مسئله راهبردي سازماني است كه جهت اطلاع همكاران و علاقمندان درج مي شود. اين مقاله، با تحليل محيط بيروني شبكه هاي تلويزيوني در چارچوب سازمان صدا و سيما و تحليل محيط دروني شبكه ها در چارچوب معاونت سيما، راه برون رفت از اين مسئله راهبردي را پيشنهاد مي دهد. اين مقاله بعد از دريافت نظرات دوستان و انجام اصلاحات لازم چاپ خواهد شد، انشاءالله. همچنين اصل مقاله " مراكز صدا وسيماي استاني، "منبع راهبردي" و "مزيت كليدي" در مديريت سپهر رقابتي رسانه" كه خلاصه آن در سايت درج شده بود پس از دريافت نظرات در شماره 89 ماهنامه علمي- ترويجي "افق رسانه"وابسته به مركز طرح وبرنامه ريزي سازمان چاپ شده است.
راهبرد تغيير مآموريت شبكه هاي تلويزيوني
سازمان هاي امروزي از موضوعات راهبردي(Strategic Issues) گريزي ندارند. آن ها موضوعاتی هستندکه سازمان را به-شدت در زمان حال يا آينده تحت تاثير قرار مي¬دهند
موضوعات راهبردي يا استراتژيک به دو گروه تقسيم می‌شوند. يک دسته گزينه¬هاي استراتژيک نام دارد که با ايده¬‌ها و روش¬هاي جايگزين و متفاوت حرکت سازمان مرتبط هستند. مثلا سازمان می‌تواند دامنه¬هاي فعاليت (مخاطبان جدید، حوزه جغرافيايي جديد) را تغيير دهد، يا به فعاليت ديگر(محصول متفاوت)  بپردازد.معمولاً گزينه¬‌ها راجع به مواردي است که اکنون وجود ندارد و مي¬تواند بالقوه مطرح و ممکن باشد به عبارتي ديگر درباره مواردي است که با ورود سازمان به دنياهاي جديد سروکار دارد. 
اما دسته دوم، سوالات يا مسايل استراتژيک هستند که مربوط به چالش¬‌ها، افق¬‌ها، مشکلات، موانع و ضعف¬هاي موجودند و در مورد آنها سوال يا ابهام وجود دارد. برخلاف گزينه¬هاي استراتژيک اين دسته از موضوعات راهبردي، معمولاً راجع به مواردي است که اکنون وجود دارد يا در آينده سازمان مستتر است
امروزه، سازمان صدا و سيما حداقل به دودليل مهم مشمول اين ضرورت است: الف، تحول محيطي "سپهر رسانه" اي بسيار زياد ، شديد و سريع است. بطوريكه مقايسه اين محيط در برش هاي زماني يكساله و حتي كمتر از آن مشهود و قابل اندازه گيري است. ب، تغيير در الزامات جديد سازمان صدا وسيما نسبت به حوزه مخاطب ملي و فرامرزيش، گستره فعاليت هاي شبكه ها را چه در محيط داخلي و ميزان پوشش، چه در محتوا و فرم يا طبقات برنامه ها شديدا تحت تأثير قرار داده است. اين تغييرات در يك سطح؛ كمي است مانند افزايش زمان پخش و توليد و در سطحي ديگر كيفي است مانند افزايش طبقات عالي تر توليد برنامه "ب" و "الف" و "الف ويژه"نسبت به ديگر طبقات يعني "ج" و "د". اين تغييرات حاكي از بسط مأموريت شبكه هاي تلويزيوني ملي يا سراسري نسبت به گذشته است كه مي توان به روشنی بیان کرد که در طول پنج سال اخير اتفاق افتاده است. لذا در تدوين راهبردهاي سطح معاونت سيما و سطح شبكه ها، بررسي مأموريت و توان بالقوه و بالفعل آن ها امري جدي است. در این حالت به نحوی محیط داخلی سیما خصوصاً شبکه های تلویزیونی با توجه به مأموریتی که بعهده دارند مورد بررسی قرار می گیرد.  در اين بررسي چند سؤال و پرسش كليدي وجود دارد:
1- آيا اساساً شبكه ها قادر به انجام اين مأموريت و رسالت گسترش يافته خود هستند؟ اين پرسش معطوف به توان ذاتي يك شبكه براي انجام مأموريت است و فارغ از توان مديريت و عوامل توليدي يا ستادي آن مي باشد.
2- نتيجه بررسي آثار مثبت و منفي اجراي مأموريت فعلي در شبكه ها و در توليدات آن ها چيست؟
3- آیا می توان بیانیه مأموریت را مشخص تر کرد؟
4- آیا بیانیه مأموریت به اندازه کافی منعطف هست تا سازمان بتواند آن را تغییر و گسترش دهد؟
وجود بیش از دوهزار شبکه تلویزیونی ماهواره ای قابل دریافت در فضای ایران که بیش از صد شبکه آن فارسی بوده و هرروزه بر تعداد آن ها افزوده می شود، می تواند گوشه ای از سپهر رقابتی یا محیط خارجی را نشان دهد. تغییرات مهم تکنولوژیکی دسترسی های آسان تری را فراهم کرده است. بطوری که سه اصطلاح اتصال(Connectivity) دسترسی(Accessibility) و تحرک(Mobility) جزء ادبیات جاری و رایج ارتباطات شده است. این امر قدرت مخاطب را در برابر هر رسانه ای افزایش می دهد از طرفی ورود رقبا را نیز به عرصه تسهیل می نماید. ترکیب تکنولوژی ماهواره و دیجیتال قدرت دسترسی ارزان به مخاطبان فرامرزی را برای رقبا بسیار تسهیل کرده است. بر این همه تهاجم سازمان یافته رسانه ای به فضای ایران و مخاطب ایرانی را نیز در نظر بگیرید که "میدان مین رسانه"(به مقاله ای باهمین نام اثر نویسنده در نشریه پنجره شماره    سال 89 مراجعه شود) ای برسر راه انقلاب و جامعه ایرانی است. اگر به اینترنت و ظرفیت های بالقوه و بالفعل آن نیز در این سپهر توجه کنید، باز هم کفه به نفع رقبا سنگینی می کند. از طرفی نباید از تغییرات تدریجی حوزه اجتماعی و بینندگان سیما غفلت کرد. امروزه اکثریت قریب به اتفاق جامعه از سطح تحصیلات خوبی برخوردارند و قدرت دسترسی به انواع رسانه ها را دارند. این تغییرات محیطی سبب تغییر در بخشی از مأموریت شبکه های سیما شده است. این تغییر، افزایش تولید و پخش برنامه های نوع طبقات عالی شامل برنامه های نمایشی و انیمیشن می باشد. اما پرسش راهبردی یا مسئله راهبردی این است: آیا این تغییرات که هر روز ضرورت بیشتری پیدا می کند، می تواند بر مأموریت شبکه ها افزوده شود و شبکه ها اساساً توان اجرای آن را دارند؟ یا باید برای پاسخ به این نیازمهم، چاره دیگری اندیشید؟
تآثیر اجرای این مأموریت بسط یافته نيز در بررسی محیط داخلی شبکه های سیما به خوبی مشهود است. اين تآثير هم بر ساختار توليد و روابط ميان عوامل توليد و شبكه و همچنين بر مديران و نحوه مديريت آن ها مورد توجه قرار دارد. بطوريكه منجر به يك نوع قشربندي شده است كه آثار مطلوبي بر افراد و نتايج كار نخواهد داشت. مدیریت در این شبکه ها سخت و همراه با نگرانی و نوعی دلواپسی روان بنیاد است، خصوصاً این فشار بر مدیران عالی تلویریون، یعنی مدیران سیما و معاون این حوزه بیش از دیگران است.
اين امر سازمان را ناگزير از بررسي مأموريت شبكه هاي تلويزيوني مي سازد تا مديران با فرصت كافي بتوانند از "مزيت كليدي" دانش سازماني و تجربه حرفه اي خود در برابر رقبا بهره برده و با تحول در "محتوا" و "فرم" از يك طرف به رقابت داخلي ميان شبكه اي معنا و شكل ديگري بدهند و از طرف ديگر قدرت سازمان را در مقابل رقبا و معاندين رسانه اي جمهوري اسلامي افزايش دهند تا از اين رهگذر، مصالح و اهداف عاليه سازمان بهتر و سريع تر تأمين شود. بازنگري در مأموريت شبكه ها براي  براي تطبيق آن با شرايط جاري امري لازم و فوري است. مأموريت فعلي با توجه آن چه گفته شد، لازم است تغيير كند. تغيير مأموريت به شكل زير خواهد بود.
از: توليد وتآمين و پخش انواع طبقات برنامه
به: توليد و تأمين و پخش طبقات  "ج" و "د" و تأمين و پخش طبقات "الف" و "ب"
اين تغيير مأموريت مي تواند فرصت بسيار زيادي براي مديران شبكه ها ايجاد كند تا تجربه و دانش حرفه اي و قدرت مديريتي خود را در جهت ارتقاء برنامه هاي نوع "ج" و "د" بكارگيرند.در اين صورت مي توان با آسودگي خاطر بعد از اندكي، از حجم زياد و اثربخش آن ها كه اتفاقاً بسيار ارزان نيز هستند، به نتايج غيرقابل باوري در جذب مخاطب و افزايش رضايتمندي رسيد و اثر بخشي و مفيد بودن آن ها را در گستره بسيار و سيع تري از آن چه كه امروزه در پوشش عمومي اين نوع برنامه ها قرار دارد شاهد بود.
البته چگونگي توليد طبقات "الف" و "ب" موضوع ديگري است كه درجاي خود بحث خواهد شد.

 

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان