منوی اصلی سايت
كاركردهاي موسيقي
جامعه شناسي و مردمشناسي موسيقي
تا دهه 1920جامعه شناسان به کارکرد و نقش موسیقی در جامعه توجه داشتند، تا این که بعد از جنگ دوم جهانی برخی موسیقی شناسان به وجوه جامعه شناسی موسیقی علاقمند شدند

همان طور كه قبلاً نوشتم مشغول مقاله اي با عنوان"كنش جمعي كاربرد موسيقي در راديو" بودم. بالاخره كار تاحد بسياري به سرانجام رسيد، فقط ملاحظات مختصري دارد كه انشاءالله آماده چاپ شود. در حين اين مقاله اي گونه دريافتم كه مطالعه نظري موسيقي بسيار كم و اندك است لذا تقويت كاربري و كاربري صحيح موسيقي منوط به گسترش اين حوزه و البته برخي از ديگر امور ازجمله آموزش و... مي باشد. از اين جهت در اثناي آن مقاله مشغول تهيه مقاله ديگري شدم كه بيشتر مباني نظري جامعه شناسي و مردم شناسي موسيقي را شرح خواهد داد. بخش اعظمي از آن(حدود 100 صفحه) آماده شده است. بهتر ديدم بخش هايي از آن را براي اطلاع علاقمندان خصوصاً دانشجويان راديو و تهيه كنندگان و برنامه سازان راديو به اين شكل ارائه دهم. اميدوارم به تدريج برخي از اين نوشته ها را و سپس كل آن را همراه يكي دو مقاله كه در همين زمينه نوشته شده با عنوان احتمالي"جامعه شناسي، مردم شناسي موسيقي و راديو" بتوانم به چاپ برسانم. آن چه در زير مي خوانيد گزيده از همين كتاب آينده است.

جامعه شناسان تا دهه 1920به کارکرد و نقش موسیقی در جامعه توجه داشتند و تا این که  بعد از جنگ دوم جهانی برخی موسیقی شناسان به وجوه جامعه شناسی موسیقی علاقمند شدند. پس از آن در خلال دهه 1950 شکل جدیدی از موسیقی شناسی بصورت موسیقی اقوام ظاهر شد. این نوع مطالعه به موسیقی فرهنگ ها ی مختلف، مخصوصاً فرهنگ های غیر غربی توجه نشان داد. این گروه از موسیقی شناسان قومی و فرهنگی بعد از مدتی به سرعت مجذوب این امر شدند که چرا موسیقی در تمام فعالیت های زندگی برخی از اقوام و فرهنگ ها از قبیل: مبارزات، بازی ها، کار و فعالیت، آداب و رسوم، مناسک و نظایر آن، وجود دارد.
البته در کشورهای غربی نیز مانند سایر فرهنگ ها موسیقی نقش مهمی دارد. در کشورهای صنعتی، موسیقی می تواند به مردم در شکل دهی ایده های جدید، هویت یابی، رهایی از سرگشتگی، و ایجاد دوستی کمک کند. موسیقی همچنین می تواند الهام بخش تغییر باشد و به توسعه اجتماعی یاری رساند.
برای اول بار آلن پی مریام (Alan P. Merriam) موسیقی شناس قومی تئوری کارکرد موسیقی در جامعه را مطرح کرد. او در خلال نیمه دوم قرن بیستم به کارهای پژوهشی پرداخت. در کتاب(The Anthropology of Music) وجوه قوم شناسی و روش های آن را ارتقاء داد. در این کتاب از یک مدل سه تایی برای مطالعه استفاده کرده است. این مدل پیشنهادی این گونه است که موسیقی در سه وجه باید مورد مطالعه قرار بگیرد ضمن این که تمرکز آن ها بر مطالعه موسیقی در چارچوب فرهنگ است. این سه وجه عبارتند از:
1- مفهوم سازی درباره موسیقی
2- رفتارهای مرتبط با موسیقی
3- صدای موسیقی
در مطالعات بعدی، مریام این مدل را از مفهوم اولیه مطالعه "موسیقی در فرهنگ" به " موسیقی همانند فرهنگ" اصلاح کرد. اساساً مریام در مطالعه قوم نگاری به دو جنبه توجه داشت تا به جامعه شناسی قومی برسد. این دوجنبه عبارتند از: صدا و رفتار( Wikipedia)
او بر این عقیده بود که انسان ها برای مقاصد و اهداف گوناگون بدون توجه به جامعه، فرهنگ یا پیچیدگی آن، با موسیقی درگیر و همراه هستند. براین اساس او اهداف و کارکردهایی را برای موسیقی در نظام های اجتماعی بیان کرده است که عبارتند از: 1- بیان احساس 2- لذت از زیبایی 3- تفریح و سرگرمی 4- بیان و نمایش نمادین 5- پاسخ عینی 6- تقویت همنوایی با هنجارها 7- تأیید و تنفیذ نهادهای اجتماعی و مناسک دینی 8- کمک و حمایت تداوم و ثبات فرهنگ 9- کمک به همگرایی و یکپارچگی اجتماعی.
همان طور که مشهود است از نظر مریام موسیقی وسیله ای است که نقش و کارکردهای گوناگون در هر جامعه ای می تواند ایفا نماید. هرچند موسیقی در همه فرهنگها کارکرد مشابهی دارد، آیا می نوان آن را یک زبان جهانی دانست؟ ممکن است کسی موسیقی را به این علت شنیده باشد، با این وجود، همه ما نمی توانیم به همان زبان با یکدیگر سخن بگوییم. همه ما متعلق به یک فرهنگ نیستیم. موسیقی در هر قومی در واژه گان های فرهنگی خودش شکل می گیرد. با این وصف می توان گفت موسیقی نمایشی برای ارتباط عام و همگانی است و نه یک زبان عام و همگانی.
کارکردهای نه گانه موسیقی از نظر آلن مریام
1- بیان احساس
موسیقی می تواند وسیله ای برای بیان عقاید و احساساتی باشد که از طریق گفتمان رایج قابل بیان نیست. بطور مثال:
الف: موسیقی اعتراض دهه 1960 به مردم خصوصاً جوانان اجازه داد تا اعتراض های ضد جنگ ویتنام خود را از این طریق بیان کنند.
ب: برخی از مردم عشق خود را از طریق آواز و ترانه ها بیان می کنند.
ج: گاهی موسیقی برای بیان شادی، سوگ، ترس و انواع احساسات قابل درک بکار می رود.
2- لذت از زیبایی
وقتی با شنیدن موسیقی زیبایی، معنا و یا قدرت باز آفرینی تجربیات معنادار را تعقیب می کنید، یعنی از موسیقی لذت می برید.
3- تفریح و سرگرمی
در کارکرد تفریحی، موسیقی ذهن و توجه شنونده را آن گونه به خود معطوف می سازد که توانایی سرگرمی یا ایجاد آسودگی از فشارهای روانی آن نمودار می شود.
4- نمایش سمبولیک و نمادین عقاید و وسیله ای برای ارتباط
نمایش نمادین رفتارها و امور گوناگون مانند: سرود ملی، آوازهای جمعی که امروزه در مسابقات طرفداران تیم های ورزشی از جمله فوتبال برای تقویت همبستگی در مقابل رقیب می خوانند.
موسیقی می تواند اطلاعات مبتنی بر عقیده و باوری را به دیگران برساند، مانند موسیقی که جانسون درباره تجربه های جنگ افغانستان نوشت و به اجرا درآورد.
5- پاسخ های عینی و فیزیکی
موسیقی برای کارهای و فعالیت های مختلف می تواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین نوازندگی را نیز می توان پاسخی فیزیکی دانست.
6- تقویت همنوایی با هنجارهای اجتماعی
موسیقی می تواند برای بیان قابل قبول عقاید و باورها بکار رود.
7- اعتبار و تنفیذی برای نهادهای اجتماعی و مناسک و مراسم
گاهی  موسیقی در تثبیت و ماندگاری آداب و رسوم و عقاید و باورها بکار گرفته می شود.
8- کمک به تداوم و تثبیت فرهنگ
موسیقی می تواند به شکل گیری و حفظ ارزش های مقبول کمک نماید
9- کمک به وحدت و همگرایی جامعه

آدرس ايميل شما:  
آدرس ايميل دريافت کنندگان